آیا «مدیریت جامع حوزه آبخیز» همان شتر قاضی است؟

این مطلب را میتوانید از لینک های زیر به اشتراک بزارید …

۸ تیر ۱۴۰۵، ۸:۲۸

آیا «مدیریت جامع حوزه آبخیز» همان شتر قاضی است؟

آیا «مدیریت جامع حوزه آبخیز» همان شتر قاضی است؟

یک محقق حوزه آبخیز نوشت، در نظام مدیریت پایدار سرزمین به‌ویژه در مدیریت جامع حوزه آبخیزدار، مسئله نه صرفاً کمبود منابع بلکه پیچیدگی تصمیم‌گیری بین‌بخشی و نبود چارچوب‌های یکپارچه حکمرانی است.

یادداشت مهمان- عباس گلی جیرنده، عضو انجمن آبخیزداری کشور و پژوهشگر آب و خاک: در نظام مدیریت پایدار سرزمین، به‌ویژه در مدیریت جامع حوزه آبخیزدار، مسئله اصلی نه صرفاً کمبود منابع، بلکه پیچیدگی تصمیم‌گیری بین‌بخشی و فقدان چارچوب‌های یکپارچه حکمرانی است.

بازخوانی یک تمثیل کلاسیک در حکمرانی پایدار سرزمین

در این مقاله با استفاده از تمثیل مشهور «۱۷ شتر و قاضی»، تلاش شده است مفهوم «شتر قاضی» به‌عنوان یک سازوکار تسهیل‌گر در حل تعارض‌های پیچیده بازتعریف شود. سپس نشان داده می‌شود که «مدیریت جامع حوزه آبخیز»، در صورت تحقق کارکرد واقعی خود، می‌تواند نقش یک معماری تصمیم‌گیری چندلایه را ایفا کرده و به‌عنوان شتر قاضی در حکمرانی پایدار سرزمین عمل کند.

در دهه‌های اخیر، مدیریت حوزه‌های آبخیز از رویکردهای صرفاً فنی و سازه‌ای به سمت رویکردهای یکپارچه و سیستمی تحت عنوان مدیریت پایدار سرزمین حرکت کرده است. در این رویکرد، آبخیز دیگر صرفاً یک واحد هیدرولوژیک نیست، بلکه یک واحد حکمرانی چندبخشی محسوب می‌شود که در آن دستگاه‌های متعدد از جمله وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت و نهادهای محلی به‌طور هم‌زمان نقش‌آفرینی می‌کنند.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی از «کمبود منابع» به سمت «چگونگی هماهنگی در تصمیم‌گیری» تغییر یافته است.

روایت مسئله: داستان ۱۷ شتر و قاضی

در یک روایت مشهور، مردی عرب ۱۷ شتر را برای سه پسر خود به ارث گذاشت. در وصیت‌نامه آمده بود:

سهم پسر اول: یک‌دوم، سهم پسر دوم: یک‌سوم و سهم پسر سوم: یک‌نهم.

در نگاه نخست، مسئله ساده به نظر می‌رسید؛ اما به‌سرعت مشخص شد که عدد ۱۷ نه بر ۲ بخش‌پذیر است و نه بر ۳ و ۹. بنابراین تقسیم دقیق دارایی در چارچوب موجود امکان‌پذیر نبود.

پسران پس از تلاش فراوان، موفق به حل مسئله نشدند و به قاضی مراجعه کردند. قاضی با تأمل، یک شتر به دارایی اضافه کرد و مجموع را به ۱۸ رساند. سپس تقسیم به‌صورت دقیق انجام شد:

پسر اول: ۹ شتر، پسر دوم: ۶ شتر و پسر سوم: ۲ شتر. جمع این سهم‌ها برابر ۱۷ شد و شتر اضافه به قاضی بازگردانده شد.

در ظاهر، مسئله حل شد؛ اما در واقع، مسئله نه در سطح تقسیم، بلکه در سطح «چارچوب تصمیم‌گیری» بازتعریف شده بود.

تحلیل مفهومی: مسئله واقعی کجاست؟

این داستان را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد:

۱. محدودیت چارچوب اولیه

پسران تلاش کردند مسئله را در چارچوب عدد ۱۷ حل کنند؛ در حالی که این چارچوب اساساً امکان حل دقیق را فراهم نمی‌کرد.

۲. بازتعریف فضای مسئله

قاضی با افزودن یک عنصر موقت، فضای تصمیم‌گیری را از ۱۷ به ۱۸ تغییر داد، بدون آنکه حقوق طرفین نقض شود.

۳. مداخله تسهیل‌گر و غیرمصرفی

عنصر اضافه‌شده مصرف نشد و صرفاً نقش تسهیل‌گر موقت در فرآیند حل مسئله داشت.

مسئله امروز: حکمرانی پایدار سرزمین

در مدیریت پایدار سرزمین، مسئله مشابهی در مقیاسی پیچیده‌تر وجود دارد. در این ساختار:

وزارت نیرو بر منابع آب تمرکز دارد

سازمان محیط زیست بر حفاظت اکوسیستم

وزارت جهاد کشاورزی بر تولید

وزارت بهداشت بر سلامت عمومی

هر دستگاه بر اساس مأموریت خود عمل می‌کند، اما در عمل، اهداف بخشی گاه متعارض می‌شوند.

در نتیجه، مسئله اصلی دیگر کمبود منابع نیست، بلکه فقدان چارچوب مشترک برای تصمیم‌گیری بین‌بخشی است.

چارچوب تصمیم‌گیری معادل «شتر قاضی»

در این چارچوب، «شتر قاضی» یک ابزار یا پروژه نیست، بلکه یک معماری حکمرانی چندلایه است که امکان حل تعارض‌های پیچیده را فراهم می‌کند. این معماری از ۴ لایه تشکیل شده است:

۱. لایه شناخت مشترک مسئله

در وضعیت موجود، هر دستگاه مسئله را از منظر خود تعریف می‌کند. این تفاوت ادراک، مانع شکل‌گیری تصمیم مشترک می‌شود.

کارکرد این لایه:

تعریف واحد از مسئله حوضه آبخیز

ایجاد شاخص‌های مشترک ارزیابی

تبدیل نگاه بخشی به نگاه سیستمی

۲. لایه یکپارچگی داده و شواهد

پراکندگی داده‌ها در دستگاه‌های مختلف، یکی از موانع اصلی تصمیم‌گیری مؤثر است.

کارکرد این لایه:

ایجاد پایگاه داده مکانی یکپارچه

تلفیق داده‌های هیدرولوژیک، اقلیمی، اجتماعی و کاربری اراضی

تولید تصویر واحد از واقعیت حوضه

۳. لایه هماهنگی نهادی

حتی با وجود داده مناسب، بدون هماهنگی نهادی، تصمیم‌ها قابلیت اجرا ندارند.

کارکرد این لایه:

ایجاد سازوکار حکمرانی حوضه‌ای

تعریف نقش و مسئولیت دستگاه‌ها

جلوگیری از تصمیم‌های متعارض بخشی

ایجاد قواعد مشترک اولویت‌بندی

۴. لایه اتصال تحلیل به اقدام

یکی از ضعف‌های اصلی طرح‌های جامع، فاصله میان تحلیل و اجراست.

کارکرد این لایه:

تبدیل تحلیل‌ها به پروژه‌های اجرایی مشخص

تعیین مکان، نوع و اولویت اقدامات

اتصال به بودجه‌ریزی و نظام اجرا

ایجاد چرخه پایش و بازخورد

داستان ۱۷ شتر نشان می‌دهد که بسیاری از مسائل پیچیده، نه در سطح منابع، بلکه در سطح چارچوب تصمیم‌گیری دچار بن‌بست هستند.

در حکمرانی پایدار سرزمین نیز، چالش اصلی امروز، نه کمبود منابع، بلکه چندپارگی نهادی و نبود چارچوب مشترک تصمیم‌گیری است.

بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت، «طرح مدیریت جامع حوزه آبخیز، در صورت تحقق کارکرد واقعی خود، می‌تواند نقش شتر قاضی را در حکمرانی پایدار سرزمین ایفا کند؛ به این معنا که یک معماری تصمیم‌گیری چندلایه برای ایجاد هماهنگی بین‌بخشی و تبدیل تعارض‌های پیچیده به تصمیم‌های قابل اجرا فراهم می‌کند».

در غیر این صورت، این طرح به مجموعه‌ای از اسناد و پروژه‌های پراکنده تقلیل یافته و کارکرد حکمرانی خود را از دست خواهد داد.

کد مطلب 6873310
  • برچسب‌ها

    Read more

    فهرست